زندگی بشر به وجود گياهان وابسته است و علاوه بر آن به شكلی غير مستقيم سلامتی و تندرستی او به توليد و پرورش گياهان زراعی و باغی سالم بستگی دارد. به طور كلی نزديك به 90 درصد غذای انسان از نباتات تأمين میشود. گياهان سبز منبع اصلی تأمين كننده غذا برای حيوانات محسوب شده و در توليد فرآوردههای دارويی و سالمسازی محيط نقش مهمی دارند. بنابراين توجه به سلامتی گياهان، موجب حفظ تندرستی در انسان میشود. گياهان برای رشد مطلوب و حفظ سلامتی خود نياز به مهيا بودن عناصر غذايی در خاك و وجود عوامل محيطی مناسب بوده و همچنين بايد از گزند آفات و بيماریها محفوظ باشند.
موجودات زنده عامل اصلی صدمه به گياهان باغی هستند، اگر چه عوامل غير زندهای مانند خشكی، كمبود يا زيادی عناصر غذايی، شوری و حتی سموم شيميايی سبب آسيب به گياهان میشوند. در اين بخش در مورد علفهای هرز كه خسارت زيادی به محصولات باغبانی وارد میسازند بحث میشود و ساير عوامل زندهای كه به گياهان آسيب میرسانند در بخش اطلاعات پایه گیاه پزشکی شرح داده شده است. اين عوامل عبارتند از: قارچها، باكتریها، ويروسها، مايكوپلاسماها، حشرات، كرمها، نماتدها، جوندگان و پرندگان. بنابراين موجوداتی كه باعث خسارت به محصولات كشاورزی میشوند به سه گروه كلی علفهای هرز، بيماریها و آفات تقسيمبندی می شوند.
علفهای هرز(Weeds):
علفهای هرز گياهانی ناخواسته هستند كه در مصرف منابع آب و خاك دخالت میكنند و از اينرو به شكلی جدی رفاه بشر را تحت تأثير قرار میدهند. همچنين به گياهانی كه خارج از محل اصلی خود رشد كردهاند علف هرز گفته میشود. معمولاً اين موضوع بدين معناست كه علفهای هرز در زمينی رشد میكنند كه ما میخواهيم گياهان ديگری را در آنجا توليد كنيم (زمينهای كشاورزی) و يا اينكه علفهای هرز در مكانهايی رشد میكنند كه ما نمیخواهيم گياهی در آنجا باشد. در زراعت، باغبانی و جنگلكاری، علفهای هرز با گياهان سودمند رقابت كرده و موجب كاهش عملكرد و كيفيت محصول میشوند. از طرفی علفهای هرز در مناطقی كه كشاورزی صورت نمیگيرد مانند محلهای صنعتی، كنار جادهها، ريلهای راهآهن، فرودگاهها، مخازن و كانالهای آب رشد میكنند. بنابراين در چنين وضعيتی تمام گياهان ممكن است علف هرز محسوب شوند. با وجود اينكه مطالعه دقيقی در مورد ميزان خسارت علفهای هرز در دنيا وجود ندارد اما مشخص است كه ميزان خسارت و اتلاف محصولات كشاورزی در اثر علفهای هرز از ساير عوامل مخرب نظير آفات و بيماریها بيشتر است، به طوری كه تقريباً نيمی از خسارت وارده بر توليدات كشاورزی به علت وجود علفهای هرز است.
نحوه خسارت رسانی علفهای هرز :
علفهای هرز به روشهای مختلفی باعث خسارت به محصولات كشاورزی و كشاورزان میشوند كه اهم آن عبارتند از:
1- كاهش عملكرد محصول:
در اثر رقابت علفهای هرز با گياهان باغی، برای جذب عناصر غذايی، رطوبت خاك و نور كافی، عملكرد گياهان باغی كاهش میيابد.
2- كاهش زمينهای مرغوب برای كشاورزی:
آلودگی شديد زمينهای كشاورزی به علفهای هرز چند ساله مانع كاشت مداوم بسياری از گياهان در يك منطقه میشود.
3- محدود شدن گياهان مورد كشت :
توانايی رقابت گياهان با علفهای هرز متفاوت است بنابراين حضور يك علف هرز در زمين باعث محدود شدن انتخاب گياهان مورد كاشت میشود. به ويژه اگر آلودگی شديد باشد.
4- از دست رفتن كيفت محصول :
بسياری از سبزیها و گياهان زراعی با اينكه وجود علفهای هرز را تحمل میكنند اما از كيفيت آنها كاسته میشود.
5- كاهش كارآيی نيروی انسانی در زمين :
علفهای هرز حركت كشاورزان را در زمين مشكل میكنند. كارآيی عملياتی مانند مصرف كود سرك و كنترل بيماريها و آفات و حتی برداشت را كاهش میدهند.
6- افزايش هزينههای مبارزه با آفات و بيماریها :
علفهای هرز ميزبان ثانويه چندين نوع حشره، عوامل بيماریزا و نماتدها هستند. برای مثال شتهها و مگس ساقه كه ميزبان آنها خردل وحشی و هويج وحشی است يا بيماری زنگ سياه ساقه گندم كه عامل اين بيماری از يولاف وحشی به عنوان ميزبان ثانويه استفاده میكند.
7- مشكلات حاصل از رشد علفهای هرز آبزی :
باعث كاهش جريان آب آبياری شده و مشكلاتی را در عمل زهكشی و ذخيره سازی آب در مخازن ايجاد میكنند.
طبقه بندی علفهای هرز :
در مناطق با آب و هوای معتدل، علفهای هرز بر اساس چرخه زندگی در سه گروه زير تقسيمبندی میشوند:
علفهای هرز يك ساله:
گياهان يك ساله، چرخه زندگی خود را در كمتر از يك سال كامل میكنند. كنترل آنها آسان است اگر فقط يك نوع علف هرز يك ساله در زمين داشته باشيم. اما معمولاً تعداد اين نوع علفهای هرز زياد بوده و هزينه كنترل آنها از علفهای هرز چند ساله بيشتر است. علفهای هرز يك ساله تابستانه در بهار جوانه زده و در پاييز میرسند و بذرهای آنها تا بهار سال بعد به ركود میروند. مانند توق، نيلوفر پيچ، تاج خروس و سلمه تره.
علفهاي هرز يك ساله زمستانه در پاييز جوانه زده و در بهار و اوايل تابستان، به بذر مينشينند. بذر آنها در تابستان به حالت ركود در خاك باقي ميماند. مانند گندمك، بروموسها، كيسه كشيش، قدومه بياباني و گل گندم.
علفهاي هرز دو ساله :
دورة زندگي اين گروه از گياهان بيش از يك سال بوده، اما از دو سال تجاوز نميكند. تعداد علفهاي هرز دو ساله كمتر از ساير گروهها است. مانند علف ماهور، كنگر صحرايي و برگ باباآدم.
علفهاي هرز چند ساله:
دورة زندگي چند سالهها، بيش از دو سال طول ميكشد. اكثر چند سالهها با بذر ازدياد مييابند و تعداد بسياري از آنها با روشهاي غير جنسي تكثير ميشوند. علفهاي هرز چند ساله را بر اساس روش توليد به دو گروه طبقهبندي ميكنند.
چند سالههاي ساده، انتشار آنها با بذر است اما اگر بريده شوند، تكههاي قطع شده ممكن است گياهان جديدي توليد كنند. مانند ريشههاي گل قاصد و ترشك.
چند سالههاي خزنده، توسط ريشههاي خزنده، استولون و يا ريزوم تكثير ميشوند. نظير ترشك قرمز، شير تيغي چند ساله، پيچك صحرايي، عشقه زميني ، مرغ، قياق و علف گندمي. علاوه بر آن ممكن است با بذر هم توليد شوند. برخي نيز مانند اويارسلام و سيب زميني ترشي با غده ازدياد ميشوند.
روشهاي كنترل علفهاي هرز :
غالباً، مناسبترين روش براي كنترل علفهاي هرز، برنامهاي است كه دو يا سه روش را براي استفاده تلفيقي در طي تمام فصل، در دو روش مكانيكي و شيميايي تركيب كند. شش روش كنترل علفهاي هرز به طور خلاصه در زير توضيح داده ميشوند.
مكانيكي:
اين روش داراي دو شيوة مشخص و مشهور شخم (Tillage) و موور زدن (Mowing) براي كنترل علفهاي هرز است.
يك نوع شخم زدن، دفن كردن علفهاي هرز است. اين روش براي بسياري از علفهاي هرز كوچك يك ساله مؤثر است. دفن كردن براي علفهاي هرزي كه داراي ريزوم يا ريشههاي قابل جوانه زدن هستند نيز مناسب است. مانند پيچك صحرايي، مرغ، قياق و اويارسلام. نوع دوم شخم زدن، بر هم زدن سيستم ريشه است. در اين روش، از وسايل شخم سطحي مانند پنجه غازي، هرس و كج بيل دوار استفاده ميشود. هدف، سست كردن سيستم ريشه و يا بريدن آن است تا گياه پيش از استقرار مجدد ريشههايش در اثر خشك شدن از بين برود. اين عمل در هواي گرم و خشك براي علفهاي هرز كوچك بسيار مؤثر است. بيشتر علفهاي هرز چند ساله، در مرحله نهال بذري توسط شخم زدن از بين ميروند، اما پس از توليد ريزوم، استولون، غده يا ريشههاي زاينده، از بين بردن آنها مشكل است.
موور زدن تنها در گياهان بلند ريشه مؤثر بوده و بر روي گياهان كوتاه رشد اثري ندارد. علفهاي هرز يك ساله بلند را به منظور كاهش رقابت با گياهان زراعي و براي جلوگيري از توليد بذر، موور ميزنند. انجام پياپي موور باعث حذف غالبيت انتهايي شده و رشد مجدد از جوانههاي راكد صورت ميگيرد و در نتيجه گياه بتدريج ضعيف شده و از بين ميرود. علفهاي هرز روزت مانند كه روي زمين به حالت خوابيده هستند بوسيله موور كنترل نميشوند.
رقابت زراعي :
ارزانترين و كاربرديترين روش براي كنترل علفهاي هرز است منظور اين است كه پوشش گياهي تقويت شده تا بر روي علف هرز سايه اندازي كند. البته علفهاي هرز رقابت كنندههاي قوي هستند. براي مثال حذف علفهاي هرز كوچك (وجين دستي) و ايجاد فرصت كافي براي رشد گياه اصلي و پوشش كامل سطح خاك يكي از راههاي كنترل از طريق رقابت زراعي است. پوشانيدن سطح خاك و علفهاي هرز (مالچدهي) پلاستيك تيره، كاغذ تيره رنگ، كاه، خاك اره و مانند آن كه مانع از رسيدن نور به علفهاي هرز ميشوند موضوع رقابت براي نور است.
تناوب زراعي :
بعضي از علفهاي هرز، در برخي زراعتها، بيشتر از ديگر علفهاي هرز ظاهر ميشوند. براي مثال تاج خروس و سلمه تره اغلب در زراعت ذرت و خردل وحشي، يولاف وحشي، سير وحشي، گل گندم و خارها از علفهاي هرزي هستند كه در كشت غلات فراوان رشد ميكنند. تناوب گياهان براي كاهش رشد علفهاي هرز راه مؤثري است.
آتش :
براي حذف علفهاي هرز از كنار جادهها و ديوارة نهرها و از بين بردن گونههاي پهن برگ در جنگلهاي سوزني برگ و كنترل علفهاي هرز يك ساله در برخي گياهان زراعي رديفي، از آتش استفاده ميشود. براي كنترل علفهاي هرز چند ساله اين عمل بايد در چند نوبت پيدر پي انجام شود.
بيولوژيك:
كنترل بيولوژيك يعني كنترل جمعيت يك موجود زنده به وسيله دشمنان طبيعي آن. اين دشمن بايد فقط علف هرز را از بين ببرد و به گياه اصلي حمله نكند. دشمنان طبيعي علفهاي هرز، حشرات، بيماريهاي گياهي و برخي گياهان داراي اثرات اليلوپاتيك (برخي گياهان از راه آزاد سازي مادة شيميايي از خود به درون محيط، اثري زيان آور براي ديگر گياهان دارند، به اين واكنش، اثر اليلوپاتيك (Allelopathy) هستند. كنترل بيولوژيك براي مبارزه در يك منطقه وسيع و بر عليه يك نوع علف هرز مناسب است. براي مثال استفاده از پروانه ساقه خوار كاكتوس (Cactoblastis cactorum) براي كنترل علف هرز زبان مادر شوهر(Opuntia spp) . گزارش شده كه ارقام مختلف يولاف، داراي سطوح مختلف فعاليت اليلوپاتيك هستند و مشخص شده است كه يولاف وحشي در كوتاه نگه داشتن گياهان ديگري كه در مجاور آن رشد ميكنند بسيار موثر است. ميگويند. اين اثر احتمالاً توسط مادهاي كه مشابه كُند كنندههاي رشد شيميايي عمل ميكند، سبب كاهش رشد يا توقف رشد گياهان ميشود.
شيميايي :
در اين روش از مواد شيميايي براي كنترل علف هرز استفاده ميشود اين مواد شيميايي علف كش ناميده ميشوند. زمان مصرف مواد شيميايي (علفكشها) ممكن است نسبت به گياه اصلي و يا علف هرز تعيين شود. روشهاي اصلي موجود كه عملاً وجود دارد عبارت است از:
تيمار پيش از كاشت(Per- planting) :
زمان مصرف علفكش پيش از كشت گياه اصلي است. مانند استفاده از متيل برومايد براي از بين بردن بذر علفهاي هرز در بستر كاشت.
تيمار پيش رويش(Per- emergence):
زمان كاربرد علف كش پيش از ظهور و بيرون آمدن گياه اصلي و يا علف هرز خاصي از خاك ميباشد. در اين روش معمولاً علف كش به سطح خاك پاشيده ميشود.
تيمار پس رويش(Post- emergence) :
زمان مصرف علف كش پس از پيدايش و بيرون آمدن گياه اصلي و يا علف هرز از خاك است. براي مثال تو، فور- دي براي كنترل پس رويش علفهاي هرز پهن برگ در كشت ذرت و غلات ريز دانه استفاده ميشود.
كنترل علفهاي هرز گياهان باغي :
زيانهاي ناشي از علفهاي هرز در سبزيجات بسيار است. آزمايشهاي مختلفي ثابت كرده است كه وجود علفهاي هرز در سبزيكاري موجب كاهش شديد عملكرد ميشود.
بنابراين كنترل علفهاي هرز در سبزيكاري با مصرف علفكشهاي انتخابي و همچنين وجين سريع تمامي آنها اهميت بسياري دارد.
در ميوهكاري علفهاي هرز با درختان جوان (به ويژه در خزانهكاريها) براي جذب آب، نور و مواد غذايي رقابت ميكنند. در درختان مسن، رقابت علفهاي هرز اهميت كمتري دارد اما باز هم باعث كاهش عملكرد ميشوند. علفهاي هرز چند ساله مانند علف گندمي، قياق، مرغ، اويارسلام و پيچك صحرايي بايستي پيش از احداث باغ كنترل شوند تا مبارزه با آنها آسانتر و ارزانتر تمام شود. سيستم كلي كنترل علفهاي هرز در ميوهكاري ممكن است تركيبي از چند روش مانند موور زدن، مالچدهي و استفاده از علفكشها باشد. غالباً روي رديف از علفكش و بين رديف از موور استفاده ميشود. براي كنترل علفهاي هرز چند ساله، از تو، فور- دي براي گونههاي پهن برگ، از گلايفوسيت براي بيشتر گونهها و از دالاپان براي كشيده برگها استفاده ميشود.
نحوه تأثير علفكشها :
در مبارزه با علفهاي هرز هدف نهايي اين است كه علف هرز مزرعه از بين برود و به گياه اصلي صدمهاي نرسد. علفكشها را به دو طريق بكار ميبرند، يكي در خاك و ديگري روي شاخ و برگ و اندام هوايي گياه. علاوه بر آن برخي از علفكشها هر نوع گياهي را كه با آنها تماس حاصل كند از بين ميبرند و بعضي نيز بر روي تعدادي از گياهان مؤثر و روي گياهان ديگر بيتأثيرند.
موادي كه به عنوان علفكش استفاده ميشوند تأثير يكسان نداشته و ساختمان شيميايي آنها تعيين كنندة اثرشان است.
برخي از علفكشها جاذب رطوبت هستند و پس از تماس با گياه، آب آن را جذب ميكنند و موجب انهدام آن ميشوند.
علفكشهاي سيستميك، از طريق شيره گياهي به اندامهاي مختلف ميرسند و در بافتهاي مريستمي و اندامهاي زايا تجمع يافته و سبب اختلال در تقسيم سلولي ميشوند.
برخي از علفكشها پس از پاشيده شدن روي گياه با كلروفيل تركيب ميشوند و در نتيجه كلروفيل از بين ميرود.
علفكشهاي هورموني پس از وارد شدن به گياه در تمام اندامهاي آن جريان يافته و موجب تنفس شديد، تجزيه سريع مواد غذايي و ايجاد سوختگي در گياه ميشوند.
خواص كلي علفكشها :
به طور كلي علفكشها به دو دسته زير تقسيم ميشوند:
1- علف كشهاي عمومي :
كه براي از بين بردن تمام گياهان اعم از زراعي و علف هرز استفاده ميشوند مانند گراماكسون، رانداپ و كلراتها.
2- علفكشهاي انتخابي :
تركيباتي هستند كه اگر با غلظت مناسب و توصيه شده مصرف شوند هيچ اثر نامطلوبي بر گياهان اصلي ندارند، مانند تو، فور- دي، سيمازين، سافيكس و TCA .