|
موادآلی خاک : زندگی
موجودات درخاک بستگی کامل به وجود مواد آلی برای انرژی و عناصر غذائی
دارد. هزاران سال است که بشر به اهميت موادآلی از نظر توليدات غذايی پی
برده است و نقش موادآلی در رشد و نمو گياه توسط حکيم عمر خيام شاعر و
رياضيدان معروف ايرانی با عبارت شاعرانه زير بيان گرديده است: هرجا که گلی و لاله زاری بوده است. آن لاله زخون شهرياری بوده است. اگر
چه وجود موادآلی در خاک کاملاً مفيد است، لکن لی بيک (Liebig) شيميدان
معروف آلمانی متجاوز از 100 سال قبل خاطرنشان ساخت، خاکهائی که منحصراً از
موادآلی تشکيل يافتهاند بطور طبيعی غيرحاصلخيز می باشند. طرز تشکيل هوموس و مشخصات آن : درتجزيه
بقايای گياهی و همچنين سنتز ترکيبات گوناگون توسط موجودات خاک مورد بررسی
قرار گرفت وخاطرنشان گرديد که در نتيجه فعاليت های موجودات خاک، ترکيبات
فراوان و متعددی توليد می شوند که از نظر ميزان تجزيه و تخريب در درجات
گوناگونی قرار گرفته اند. به طور کلی لفظ "هوموس" به آن دسته از مواد آلی
اطلاق می شود که به طور کامل تجزيه شده و بيش از آن تغيير پذير نمی باشند.
تشکيل هوموس : بقايای
موادآلی موجود درخاک يکجا تجزيه نگرديده بلکه اجزای شيميائی متشکله آن به
طور مستقل از يکديگر تجزيه و فاسد می شوند به عبارت ديگر هنگام تشکيل
هوموس از بقايای گياهی: (1)ترکيبات محلول در آب از قبيل سلولز ها، همی
سلولز ها کاهش يافته (2) مقدار نسبی ترکيبات و کمپلکس های چوبی (Lignin)
افزايش می يابد (3) ميزان پروتئين افزايش می يابد. گاهی اوقات نيز در
نتيجه فعاليت های ميکروارگانيسم های خاک مواد پروتئينی جديد نيز تشکيل می
شوند. مواد ليگنين موجود در هوموس غالباً از بقايای گياهی و در نتيجه
تغييرات مشخص شيميائی که در آن صورت می گيرد مشتق می شوند. ليگنين دارای
ساختمان حلقوی با 6 کربن بوده و در مقابل تجزيه های آنزيمی مقاوم است.
ترکيب ليگنين و اسيدهای آمينه ترکيبات مقاومی را بوجود آورده که در نتيجه
باعث تجمع ليگنين و پروتئين ها هر دو می گردد. قاعدتاً
پروتئين ها می بايد بآسانی در خاک تجزيه شوند لکن ظاهراً مکانيسم های
ديگری به تجمع پروتئين در هوموس کمک می کند که در اينجا به دو مکانيسم
اشاره می شود. مکانيسم اول عبارت است از جذب ملکول های پروتئين در سطح
مينرال های رسی و در نتيجه مقاوم شدن آنها در برابر تجزيه و تخريب.
مکانيزم ديگر عبارت از جذب آنزيم ها در سطح کلوئيد های رسی بوده و در
نتيجه اين عمل آنزيم ها قادر نخواهند بود که مواد پروتئينی را تجزيه
نمايند. با توجه به مطالب فوق الذکر ملاحظه می شود که کلوئيد های رسی نقش
مهمی را در خاک ايفاء می نمايند و اين نکته به ويژه در مورد خاکهائی که
مقدار رس آنها زياد و در نتيجه محتوای موادآلی آنها نيز زياد است کاملاً
آشکار میگردد. از طرفی هوموس موجود در خاک بکندی تجزيه می گردد و اين امر
نيز از نظر عملی دارای اهميت فوق العاده ای است زيرا که ازت در خاک ذخيره
گرديده و بتدريج آزاد شده و مورد استفاده گياه قرار می گيرد. به
طور کلی موادی که به نام هوموس خوانده می شوند شامل بقايای گياهی در حال
تجزيه و همچنين ترکيبات سلولی سنتز شده و ترکيبات مشخص ميانی و انتهائی می
باشند. مواد هوموسی دائماً در حال تغيير بوده بنابراين هوموس شامل گروه
واحدی از مواد نبوده بلکه حاکی از حالت استحاله مواد است که تحت شرايط
گوناگون متفاوت می باشند. مشخصات و خواص هوموس : يکی
از مهم ترين خواص مواد هوموسی مقدار ازت آن است که از 3 تا 6 درصد متغير
بوده و گاهی اوقات نيز ممکن است زيادتر و يا کمتر باشد. مقدار کربن آن
معمولاً تغييرات کمتری داشته و به طور متوسط 58 درصد می باشد. بدين ترتيب
اگر ميزان کربن را 58 درصد درنظر بگيريم براي تخمين ميزان مواد آلی کافی
است که درصد کربن آلی را در ضريب 1.724 ضرب نمائيم بنابراين نسبت کربن به
ازت (C/N) در هوموس مساوی 10 تا 12 می باشد. اين رقم بسته به نوع هوموس،
درجه تجزيه و فساد آن، نوع و عمق خاک و سرانجام شرايط اقليمی و محيطی که
هوموس در آن تشکيل شده تغيير می نمايد. هوموس
همچنين ذخيره بسيار مهمی از فسفر (P) و گوگرد (S) بوده و نسبت: C:N: P:Sدر
آن مساوي 1: 1: 10: 120 يا 100 می باشد. يکی ديگر از خواص مهم هوموس ظرفيت
تبادل کاتيونی آنست که معمولاً مقدار آن زياد می باشد. تبادل کاتيونی
مربوط به گروه های شيميائی فعال موجود در موادآلی زنده و مرده است. از
آنجا که هيدروژن موجود در هيدروکسيل اين دو گروه قابل تعويض با کاتيونهاست
در نتيجه ظرفيت تبادل کاتيونی در هوموس افزايش يافته و مقدار چندين برابر
ظرفيت تبادلی بقايای آلی تازه به خاک اضافه شده می باشد. در کمپلکس های
آلی نيز مانند کلوئيد های رسی مکانهائی وجود دارد که کاتيون هائی از قبيل
Mg, Ca و K را به خود جذب می نمايد و در نتيجه از آبشوئی عناصر غذايی قابل
استفاده گياه جلوگيری بعمل آورده و اين عناصر را بتدريج در اختيار گياهان
عالی و ميکروارگانيسم ها قرار می دهد. طبيعت دو گانه هوموس: با
استفاده از کربن راديو ايزوتوپ، سن مواد آلی خاک بين 500 تا 2000 سال
تعيين گرديده است که بر اين اساس سرعت تجزيه شدن يا معدنی شدن مواد آلی
کمتر از يک درصد در سال می باشد از طرف ديگر سالانه در حدود 2 تا 3 درصد
ازت هوموس در خاکهای کشاورزی با زهکش خوب به صورت معدنی در می آيد. با
توجه به اين گونه آمار ضد و نقيض می توان چنين نتيجه گرفت که مواد هوموسی
خاک حداقل از دو نوع ماده آلی تشکيل گرديده است، که از نظر مقاومت در
برابر تجزيه با يکديگر اختلاف زيادی دارند. هنگامی
که ليگنين با اجزاء مختلف خاک ترکيب می شود کمپلکس بسيار مقاومی تشکيل می
دهد. همچنين قرار گرفتن مواد آلی در ماتريکس رسهای معدنی خاک ممکن است
موادآلی را برای ساليان زيادی از دسترس دور نموده و حفظ نمايد. بخش عظيم
مواد هوموسی خاک نقش چندانی در تغذيه سالانه گياه نداشته بلکه مواد غذائی
سالانه گياه عمدتاً به وسيله بخش فعال و کوچکی تأمين می گردد که اين بخش
متشکل از بقايای مرده گياهی و حيوانی با درجات مختلف تجزيه و فساد و
همچنين موجودات کم عمری است که پايه و اساس موجودات ديگر خاک را تشکيل می
دهند. ميزان و نحوه توزيع موادآلی در خاکها: همزمان
با تجزيه و تخريب سنگها و مينرال های قشر سطحی پوسته زمين، عناصر غذائی
موجود در آنها نيز آزاد شده و در دسترس گياهان قرار می گيرند. ازت جو نيز
به صورت ترکيبات شيميائی قابل استفاده در آمده و باعث رشد و نمو گياهان می
گردد. پس از مرگ گياه بقايای آن در خاک به جای مانده و در نتيجه مواد آلی
در خاک تجمع پيدا می کند. همزمان با افزايش ذخيره مواد غذائی قابل استفاده
برای گياه مقدار موادآلی خاک نيز ازدياد حاصل می نمايد. اعمال فوق تا
زمانی صورت می گيرد که حالت تعادلی بين ميزان تجمع مواد آلی و ميزان تجزيه
آنها برقرار گردد. در اين قسمت عواملی از قبيل اقليم، پوشش نباتی، زهکشی
خاک، عمليات زراعی و بافت خاک را که در مقدار مواد آلی موثرند مورد بحث
قرار می دهيم. اثرات اقليم و پوشش نباتی در مقدار موادآلی خاکها: افزايش
بقايای مواد آلی موجب ازدياد مقدار کل اين مواد در خاک می گردد. بنابراين
انتظار می رود که خاکهای بيابانی به علت کم بودن ميزان رشد و نمو گياهان
دارای مقدار خيلی کمی از مواد آلی باشند. افزايش نزولات آسمانی نيز موجب
ازدياد توليد موادآلی گياهی گرديده و درنتيجه مقدار آن در خاک افزايش می
يابد. ميزان سالانه نزولات آسمانی دشتهای ايالات متحده آمريکا از نواحی
شرقی کلرادو به سمت اينديانا(Indiana) بتدريج افزايش می يابد و از 40
سانتيمتر به 90 سانتيمتر می رسد و در نتيجه 1- پوشش نباتی اين خاکها نيز
از بوته ها و علوفه کوتاه غير متراکم به پوشش علوفه ای بلند و متراکم
تبديل می گردد و 2- همراه با اين تغيير، مواد آلی خاک نيز از 180 تن به
360 تن در هکتار (80 تا 160 تن در ايکر) و تا عمق 100 سانتيمتر افزايش می
يابد. مقايسه مقدار موادآلی خاکهای جنگلی با خاکهای چمنی: مهاجرين
اوليه آمريکا، کشاورزی را در خاکهائی که تحت پوشش طبيعی جنگلی بوجود آمده
بودند شروع نموده و در سالهای اوليه 1800 ميلادی مهاجرين به طرف غرب و
زمينهائی که ازعلوفه طبيعی بلند پوشيده شده بود راه يافتند. ساقه های محکم
اين گونه گياهان شخم زمين را دچار اشکال می نمود از اين جهت ضرورت ايجاد
وسائل و روشهای جديد کار کاملاً محسوس بود. مهاجرين ابتداء زمينهای مذکور
را فراموش کرده و نقاط ديگر را مورد استفاده قرار دادند لکن بعد از آنکه
موفق شدند زمينهای چمنی فوق را شکسته و عمليات کشاورزی را بر روی آنها
انجام دهند مرغوبيت و ارجحيت اين زمينها آشکار گرديد. امروزه حاصلخيزی
قابل توجه خاکهای مرتعی آمريکا و همچنين دشتهای وسيع پوشيده شده از علوفه
در آرژانتين بخوبی شناخته شده اند. يکی از دلايل حاصلخيزی و بارآوری اين
گونه خاکها مربوط به مقدار و پراکنش مواد آلی آنهاست. مطالعات انجام شده
نشان می دهد که 1- مقدار موادآلی موجود در خاکهای چمنی تقريباً دو برابر
مقدار آن در خاکهای جنگلی است و 2- مقدار موادآلی در خاکهای چمنی بتدريج
با افزايش عمق خاک کاهش می يابد. اختلاف
بين مقدار و پراکنش موادآلی در خاکهای جنگلی و خاکهای مرتعی مربوط به
اختلاف رشد گياهان و نحوه اختلاط بقايای گياهی با خاک می باشد. طول عمر
ريشه علوفه کوتاه بوده و هرساله ريشه های مرده نباتات به صورت موادآلی
هوموسی درمی آيند. بعلاوه ريشه ها با افزايش عمق خاک بتدريج کاهش می يابد.
برعکس دوره زندگی ريشه های درختان جنگلی طولانی تر بوده و در نتيجه بقايای
گياهی اغلب به صورت برگها و شاخه های خشک و مرده به سطح خاک می ريزند.
قسمتی از اين بقايای گياهی تجزيه شده و حيوانات کوچک خاک نيز مقداری از
آنها را با خود حمل کرده و با لايه های نسبتاً نازک خاک سطحی مخلوط می
نمايند. مقدار
موادآلی 15 سانتيمتر خاک سطحی (افقA) جنگلهای پهن برگ واقع در قسمت های
جنوبی ايالت ويسکانسين (جايی که فعاليت کرمهای خاکی زياد است) بالغ بر 81
تن در هکتار برآورد شده است. در حالی که اين مقدار در لايه تحتانی زير 15
سانتيمتر (افق E) برابر 25 تن در هکتار می باشد. موضوع
جالب ديگر، اينست که مقدار کل موادآلی در هر دو جامعه جنگلی و مرتعی مشابه
بوده لکن در جنگل بيشتر اين مواد در قسمتهای هوائی درختان وجود دارد در
صورتی که در اکوسيستم مرتعی بيش از 90 درصد موادآلی در درون خاک قرار
گرفته است. در اثر از بين رفتن و قطع درختان جنگلها توسط مهاجرين اوليه در
حدود نصف موادآلی از محيط خارج گرديده در حالی که در اثر شکستن و شخم
خاکهای چمنی تقريباً کليه موادآلی در خاک به جای مانده و اين حالت حتی در
مواقعی که علوفه قبل از شخم سوزانده شده بود مشاهده گرديده است. يکی از
دلائل متعددی که باعث ازدياد توليد در خاکهای چمنی می گردد وجود مقدار
زياد موادآلی و نحوه پراکنش آن در خاک است. به طوری که حتی امروزه با وجود
مديريت و استفاده موثر از خاک مقدار متوسط يک محصول ذرت در يک خاک چمنی
دارای زهکشی مناسب 10 تا 20 درصد بيشتر از مقدار آن در يک خاک جنگلی در
قسمتهای مرکزی ايالات متحده آمريکاست. مقدار موادآلی در رابطه با بافت خاک: به
طور کلی رابطه بين مقدار رس خاک و مقدار موادآلی آن وجود دارد و دليل اين
امر ذخيره مواد غذائی و آب در اين گونه خاکهاست. در نتيجه توليد و تجمع
موادآلی به مقدار بيشتری در خاکهای ريز بافت صورت می گيرد. از طرفی آنزيم
ها جذب مينرال های رسی گرديده و بدين وسيله به صورت غيرفعال درمی آيند و
آن دسته از موادآلی که جذب رسها می گردند نيز در برابر عمل ميکروارگانيسم
ها مقاوم گرديده و بسختی تجزيه می شوند. همراه با افزايش مقدار موادآلی در
خاک مقدار ازت و فسفر نيز که از اجزای مهم تشکيل دهنده اين مواد می باشند
ازدياد حاصل می نمايند. خاکهای آلی: معمولاً
بقايای گياهی موجود در درياچه ها وحوضچه های کم عمق تجزيه نشده و تحت
شرايط غيرهوازی تجمع نموده و مقدار آنها رو به فزونی می گذارد . در نتيجه
اين عمل خاکهائی (هيستوسول) توليد می گردند که تقريباً کليه اجزای متشکله
آنها از اين گونه مواد تشکيل يافته اند. بنابراين مردابها و آبهای ساکن و
در نتيجه خاکهای آلی در حفظ و حراست موادآلی نقش موثری را ايفا می نمايند.
يکی از
مشخصات ويژه خاکهای آلی لايه لايه بودن آنهاست که در نتيجه تغييرات انواع
گياهی و توليد موادآلی متفاوت در اثر تغييرات اقليم يا نوسانات عمق آب
زيرزمينی حاصل می گردند. خاکهای آلی را می بايد معمولاً قبل از زراعت
زهکشی نمايند و در نتيجه اين عمل شرايط هوازی در لايه فوقانی بوجود آمده
و موادآلی شروع به تجزيه شدن می نمايند. زهکشی باعث تبديل مواد نيمه تجزيه
شده «پيت» به مواد کاملاً تجزيه شده « ماک» (Muck) می گردد و با گذشت زمان
کليه خاک سطحی تجزيه شده و از بين می رود. نکاتی که می بايد در اداره و بهره برداری از موادآلی در نظر گرفته شوند: مواد
آلی نقش مهمی را در خاک ايفا می نمايند و از آنجايی که از بقايای گياهی
مشتق می گردند لذا حاوی کليه عناصر غذائی مورد احتياج نباتات می باشند،
موادآلی در ساختمان خاک نيز موثر بوده و شرايط فيزيکی خاک را بهبود می
بخشند. جانوران خاک نيز از موادآلی تغذيه نموده و از طريق مخلوط کردن خاک
و ايجاد مجاری و حفرات باعث بهبود شرايط فيزيکی آن می گردند. تجزيه و معدنی شدن موادآلی: معدنی شدن مواد آلی در خاکهای معدنی در حدود 1 تا 4 درصد در سال است. نسبت کربن به ازت (C/N): ميکروبهای
خاک اولين عوامل تجزيه کننده موادآلی درخاک بوده و خود نيز دارای احتياجات
غذائی مشخص هستند در عمل نسبت کربن به ازت در موادآلی در حال تجزيه مورد
توجه بوده و هنگامی که مقدار ازت اين مواد کاهش يابد ميکروبهای خاک در
مضيقه قرار گرفته و برای جذب ازت قابل استفاده موجود در خاک با گياهان
عالی رقابت می نمايند در نتيجه موجب بروز مشکلاتی می گردند. از آنجائی که
مقدار کربن موجود در موادآلی نسبتاً ثابت بوده و در حدود 50-40 درصد می
باشد ولی مقدار ازت آن متغير و چندين برابر نوسان دارد، لذا مقدار نسبی
ازت را می توان از نسبت کربن به ازت بدست آورد. بنابراين با توجه به نسبت
کربن به ازت می توان احتمال کمبود ازت و در نتيجه رقابت بين ميکروبها و
گياهان عالی را برای جذب ازت قابل استفاده موجود در خاک پيش بينی نمود. نسبت
کربن به ازت برخی از بقايای آلی که غالباً به خاک افزوده می شود در جدول
ارائه شده است. اين ارقام برای هوموس و انساج نابالغ شبدر شيرين، بين
12-10 و برای خاک اره بالغ بر 400 نيز می گردند. موادی که نسبت کربن به
ازت در آنها کم است غنی از ازت بوده لکن موادی که اين نسبت در آنها زياد
است دارای مقدار کمی ازت می باشند. نسبت کربن به ازت برخی از مواد آلی: | نوع ماده آلی نسبت *C/N | | هوموس خاک 10 شبدر شيرين (جوان) 12 کود طويله ای (تجزيه شده) 20 بقايای شبدر 23 چاودار سبز 36 بقايای نيشکر 50 ساقه های ذرت 60 کاه 80 علف تيموتی 80 خاک اراه 400 | *
اين ارقام از منابع متفاوتی اخذ شده اند واعداد تقريبی می باشد. بنابراين
نسبت ها در مواد فوق الذکر ممکن است به طور قابل ملاحظه ای با ارقام بالا
تفاوت داشته باشند. بقايای
گياهی بالغ که به منزله مواد خام در معرض تجزيه های ميکروبی قرار می گيرند
حدوداً دارای50 درصد کربن و 1 درصد ازت (C/N=50) بوده و با تجزيه سريع
کربوهيدراتها فعاليتهای ميکربی بشدت افزايش می يابد. از آنجا که در هنگام
تجزيه بقايای گياهی، معدنی شدن و تثبيت عناصر غذائی به طور همزمان صورت می
گيرد، دانستن اين نکته که آيا ميزان تثبيت ازت بيش از ميزان معدنی شدن آن
می باشد يا خير حائز اهميت ويژه ای است. در اين صورت ميکروارگانيسم ها
برای جذب ازت قابل استفاده موجود در خاک از جمله ازتی که در اثر تجزيه
هوموس طی پديده معدنی شدن ايجاد می گردد، با گياهان عالی رقابت نموده و در
نتيجه موجب کاهش رشد گياهان عالی می گردند. مقدار
کمبود ازت در يک ماده آلی تجزيه شدنی را با «فاکتور ازت» (Nitrogen
Factor) بيان می نمايند. تعريف «فاکتور ازت» عبارت از تعداد واحد ازت
معدنی لازم برای 100 واحد ماده آلی است تا بدين وسيله از تثبيت ازت موجود
در خاک جلوگيری بعمل آيد. هنگامی
که نسبت کربن به ازت بيش از 30 باشد ميزان تثبيت ازت بيش از معدنی شدن
آنست و در نسبتهای بين 15 تا 30 ميزان تثبيت و معدنی شدن ازت برابر و در
مواردی که همانند هوموس نسبت کربن به ازت کمتر از 15 می باشد مقدار معدنی
شدن ازت بيش از تثبيت آنست. برای
جلوگيری از رقابت بين گياهان عالی و ميکروبهای خاک برای استفاده از ازت
چندين راه وجود دارد. اولاً می توان به جای مخلوط کردن کاه يا مواد مشابه
با خاک آن را سوزانده و بدين وسيله از افزايش موادآلی به خاک جلوگيری بعمل
آورد. ثانياً درصورتی که بخواهيم فوراً گياه بکاريم قبل از افزايش موادی
که نسبت کربن به ازت در آنها زياد است کود شيميائی ازته نيز به خاک می
افزائيم. در نتيجه اين عمل ميکربها در اوائل سال از ازت موجود در کود
شيميائی استفاده نموده و بقايای گياهی سال قبل را تجزيه می نمايند و پس از
آنکه تجزيه بقايای گياهی به طور کامل انجام گرفت ازت موجود در خاک مورد
استفاده گياهان قرار می گيرد. حفظ و حراست مواد آلی در خاک: اگر
چه مقدار موادآلی موجود در خاکهای دست نخورده نواحی مرطوب بلافاصله بعد از
کشت و زرع کاهش می يابد لکن خوشبختانه اين عمل چندان دوامی نيافته و
چنانکه قبلاً نيز تأکيد گرديد معمولاً پس از فقدان شديد اوليه، مقدار
موادآلی کم و بيش ثابت می ماند و پس از آن شرايط محيطی در کنترل مقدار
موادآلی موثر می باشند. چنانکه بخواهيم خاکی را که مقدار موادآلی آن به
حداقل رسيده به حالت اوليه و اصلی برگردانيم تأمين و تجديد پوشش نباتی
اوليه آن ضرورت پيدا می نمايد. در اين صورت با گذشت زمان مقدار موادآلی
خاک به حالت تعادل جديدی درمی آيد که مساوی مقدار اوليه آن می باشد. معمولاً
تأمين و افزايش مقدار موادآلی در خاکی که در آن کشت و کار شده است بسيار
مشکل و مخارج آن نيز گران است، از اين جهت حفظ ونگاهداری موادآلی در خاک
بيش از آنچه که برای توليد يک محصول خوب لازم است معقول نبوده و از نظر
اقتصادی مقرون بصرفه نيست. از طرفی می بايد سعی شود که همواره مقادير کمی
از موادآلی تازه و در فواصل کوتاه به خاک افزوده شود و افزايش مقدار زياد
موادآلی خودداری گردد. برای
تأمين موادآلی در خاک می بايد مقداری از بقايای گياهی به زمين برگردانده
شود و اين مقدار بستگی به شرايط خاک و اقليم منطقه دارد. البته شايد بعضی
ها برداشت محصول بيشتر را يک عمل مضر و مخرب برای خاک بدانند لکن اين طرز
تفکر بر روی هم مردود شناخته شده است زيرا عملکرد بيشتر بويژه در مواردی
که فقط دانه يا بذر محصول برداشت می شود سبب برگرداندن مقادير بيشتری
بقايای گياهی به خاک گرديده و در ضمن به علت پوشش گياهی انبوه تر ميزان
فرسايش خاک در سطوح شيب دار نيز تقليل يافته و نتيجتاً باعث حفظ و نگهداری
موادآلی بيشتر در خاک می گردد. اثرات کود سبز : يکی
از اعمالی که از ديرزمان برای بهبود خاک صورت گرفته عبارت از کشت گياهان
لگومينه است. معمولاً مقدار محصول نباتاتی که پس از نباتات لگومينه از
قبيل يونجه و شبدر کشت می شوند به ميزان قابل توجهی افزايش يافته و دليل
اين امر افزايش مقدار ازت موجود در خاک می باشد. در اينگونه موارد ابتدا
محصول گياهان لگومينه برداشت شده و اثرات ثانويه آن در خاک و در محصولات
بعدی مفيد واقع می گردد. لکن در موارد ديگر گياهان لگومينه را به منظور
زير و رو کردن و شخم آنها با خاک کشت نموده و بدين وسيله مقدار موادآلی
خاک را از طريق کود سبز افزايش می دهند. اين عمل بخصوص در خاکهای شنی که
محتوای موادآلی آنها بسيار کم است مفيد می باشد. در اين گونه خاکها مقدار
ازتی که از موادآلی خاک آزاد گرديده و به صورت ازت معدنی در می آيد ناچيز
و همچنين ازتی که به صورت کود به خاک اضافه می گردد نيز ممکن است در اثر
آبشوئی قبل از آنکه مورد استفاده گياه قرار گيرد از پروفيل خاک خارج گردد.
در اين حالت است که در اواخر تابستان يا پائيز و پس از برداشت محصول،
گياهان لگومينه را کشت نموده و سپس قبل از کشت محصول بعدی در بهار اين
گياهان را با شخم به زير خاک برمی گردانند. تجزيه تدريجی اين گياهان عناصر
غذائی و بويژه ازت را برای مدت چند هفته پس از کشت بهاره در اختيار گياه
می گذارد. کود سبز اثر زيادی در افزايش مقدار موادآلی خاک نداشته لکن موجب
افزايش ذخيره ازت در خاک (و ساير عناصر غذائی) می گردد. از جمله ساير
اثرات مفيدکود سبز حفاظت از خاک در مقابل فرسايش و کاهش ميزان آبشوئی
عناصر غذائی می باشد، لکن اثر عمده کود سبز که از نظر اقتصادی نيز مهم و
قابل توجه است همان افزايش ذخيره ازت در خاک است. نباتاتی که به منزله کود
سبز کشت می شوند خاک را کاملاً تهی از آب نموده و باعث خشکی آن می گردند و
بدين سبب مقدار محصول نيز کاهش می يابد. استفاده از «پيت» : مواد
پيت که به منظور بهبود خاک بدان اضافه می گردند شامل خزه ها (Moss Peat) و
علوفه ريد (Reed- Sedge) ، سبح (Sedge) ،دم گربه ای (Catlails) می باشند و
علاوه بر آن مواد هوموسی که کاملاً تجزيه يافته اند نيز پيت را تشکيل می
دهند. از مواد فوق الذکر نيز غالباً به منظور مالچ ها و مصارف گلخانه ای
استفاده می گردد. برخی
از خواص مواد پيت معمولی باغبانی در جدول زير آورده شده است. مقدار کم ازت
(نسبت زياد C/N) مواد پيت حاصله از اسفاگنوم سبب کاهش موقتی ازت قابل
استفاده در خاک می گردد. در هر حال pH اسيدی اين مواد باعث می گردد که به
منزله مالچ های مناسب برای گياهان اسيد دوست از قبيل آزاليا (Azaleas) و
رودوندرون (Rhododendrons) مصرف گردند. مواد پيت مشتق شده از خزه ها دارای
ظاهری مناسب بوده و گياهان بخوبی در آنها استقرار می يابند. اين مواد از
خرد شدن و از هم پاشيدگی خاک سطحی در برابر قطرات باران جلوگيری نموده، در
نتيجه خلل و فرج خاک را حفظ می نمايند. در خاکهايی که مواد فوق بدان
افزوده گرديده است آب آبياری نيز بسرعت به داخل خاک نفوذ می نمايد. مشخصات «پيت» معمولی باغبانی :
| نوع | حدود مقدار ازت (درصد) | حد ظرفيت جذب آب* (درصد) | حد مقدار حجم خاکستر (درصد) | حد وزن مشخصي از آن (پوند در فوت مکعب) | حد ph | | پيت خزه اسفاگنوم | 0.6-1.4 | 1500-3000 | 1-5 | 4.5-7.0 | 3-4 | | پيت خزه هيپنوم | 2-3.5 | 1200-180 | 4-10 | 5-10 | 5-7 | | پيت ريد سبح (آهک کم) | 1.5-3 | 500-1200 | 5-15 | 10-15 | 4-5 | | پيت ريد- سبح (آهک زياد) | 2-3.5 | 400-1200 | 5-18 | 10-18 | 5.1-7.5 | | پيت تجزيه شده | 2-3.5 | 150-500 | 10-50 | 10-40 | 5-7.5 | * بر مبنای وزن خشک شده در اتو(اقتباس از Lueus و همکاران از بولتن ترويجی شماره 516 دانشگاه ايالتی ميشيگان ايست لنسينگ) |